خسرو دستاران
خسرودستاران (آژنگ) آخرین فرزند یک خانواده کارگری در یکی از روزهای تابستان ١٣٣٧ در محله خانیآباد، در جنوب تهران و در خانوادهای سیاسی چشم به جهان گشود. از آنجا که مدت کوتاهی از اعدام خسرو روزبه نگذشته بود بر او نام خسرو را نهادند. رفیق خسرو از همان کودکی فقر و رنج را به عینه لمس کرد و از دوران دبیرستان به فعالیت سیاسی روی آورد. در این زمان رفیق خسرو گرایشات ملی- مذهبی داشت. در سال ١٣٥٦ برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه شیراز شد و در اواخر همان سال به اتهام نماینده دانشجویان مسلمان مخالف رژیم دستگیر و تا آزادی زندانیان سیاسی در جریان قیام در زندان عادلآباد به سر برد. در جریان قیام رفیق خسرو تحت تاثیر مبارزات کارگری قرار گرفته و به سمت سازمان گرایش پیدا کرد و پس از قیام در ارتباط مستقیم با سازمان قرار گرفت. در ابتدای فعالیت رفیق در بخش تبلیغات سازماندهی شد و پس از مدت کوتاهی به بخش کارگری رفت. رفیق خسرو در این زمان به عنوان نماینده کارگران کارگاهی در دادگاههای کارگری به دفاع از حقوق کارگران میپرداخت و به همین دلیل چند بار دستگیر شد، آخرین بار دستگیر که همزمان با انشعاب و طرد خائنین اکثریتی بود، مدت چهار ماه در زندان به سر برد. رفیق خسرو در این باره چنین میگفت: " اکثریتیهای زندانی در مقابل دیگر مخالفین سیاسی رژیم، مشکل آفرینتر از پاسداران بودند!! هنگامی که عدهای از پاسداران قرار بود به جبهه بروند، اکثریتیهای زندان برای آنان سرود "ای رفیقان" را خواندند و به همین جهت نیروهای چپ خواندن این سرود را در زندان دادستانی برای خود تحریم کردند." رفیق خسرو در ١٠ آبان ١٣٦٠ به همراه چند رفیق دیگر در جاده کرج- تهران دستگیر شد و پس از تحمل نزدیک به یک ماه شکنجههای طاقتفرسا روز پانزده آذر در زندان اوین به جوخه تیرباران سپرده شد.
.jpg)
Reacties
Een reactie posten